به گزارش شبکه خبری ایران اروپا؛ دکتر مهدی بیرانوند و الهام دلیران - شاعر چه زنده و چه مرده یک خویشاوند روحی است که ابراز احساسات مکتوبش، بیماررا مطمئن می کند که تنهانیست.انتخاب شعر ازجمله عواملی است که درمانگر باید حد اکثر دقت را در مورد آن داشته باشد. موضوع شعر، ریتم ،سجع ، قافیه و دیگر صنایع شعری در اثر بخشی شعر مشارکت دارند

 

باید و نبایدهای " تاثیر روانشناسی بر شعر " از نگاه و بررسی دکتر مهدی بیرانوند و الهام دلیران 

 

 

 

آیا مسئله روانشناسی در دنیای ادبیات ( شعر، داستان نویسی، رُمان نویسی ، هنرهای تجسمی، موسیقی و.... ) تاثیر دارد؟ آیا ارتباطی میان دنیای هنر و روانشناسی در بَطن جامعه معنا دارد؟ در این یاداشت پژوهشی می‌خواهیم یکی از عناصر هنری یعنی ( شعر ) را با تاثیر و اثر گذاری روانشناسی بررسی و تحلیل کنیم. این مسئله را دکتر مهدی بیرانوند شاعر و روزنامه‌نگار و الهام دلیران کارشناس روانشناسی تحلیل و بررسی نموده اند

 

 

 

به گزارش شبکه خبری ایران اروپا؛ دکتر مهدی بیرانوند و الهام دلیران - شاعر چه زنده و چه مرده یک خویشاوند روحی است که ابراز احساسات مکتوبش، بیماررا مطمئن می کند که تنهانیست.انتخاب شعر ازجمله عواملی است که درمانگر باید حد اکثر دقت را در مورد آن داشته باشد. موضوع شعر، ریتم ،سجع ، قافیه و دیگر صنایع شعری در اثر بخشی شعر مشارکت دارند، که از سوی درمانگر باید مورد ملاحظه قرار گیرد. شعر از همان مکانیسم هایی استفاده می کند که نماد ها ،آرزو ها و جابجایی ها استفاده می کنند.در شعر انسان به خودش باز می گردد و رفتار او با همنوعانش به صورت ارتباط عاطفی در می آید.در واقع او با گذر از جهان اجتماعی دارای واقعیت عقلانی به جهانی اجتماعی برخوردار از اشتراک هیجانی و عاطفی می رسد.

روانشناسی به عنوان علم مطالعه رفتار و فرآیند های ذهنی ، به دنبال شناخت و ایجاد تغییر در انسانهاست ، که نظریه های مختلف به ابعاد مختلف انسان توجه کرده اند ، واز آنجا که شعر هنری است که تاثیر و نفوذ زیادی بر انسانها دارد . تصور می شود ارتباط تنگاتنگی با ابعاد مختلف زندگی افراد از جمله زندگی روانی آنها داشته باشد. در طول تاریخ مشاهده شده شاعرانی مورد توجه مردم بوده اند که شعر آنها قدرت نفوذ و تاثیر بیشتری بر افراد داشته است. گویا هر چه شاعر با درد مردم زمانه خود آشناتر باشد و در بین مردم همدرد بیشتری پیدا کند و اندیشه افراد جامعه را با زبانی هنرمندانه بیان کند قدرت نفوذ بیشتری دارد. در بیان تاثیری که شعر و کلام شاعرانه در نفوس انسانی دارد شواهد بسیار از تاریخ ادبی می توان به دست آورد. نه فقط ازتاریخ عرب که شعر در بین آنها مثل پیام خدایان می توانسته است محرک جنگ و کشتار شود یا علل یاری و دوستی ، بلکه در ادبیات تمام اقوام از این گونه شواهد می توان یافت . این تاثیر در دادگاه های آتن در عهد " سوفوکلس " نیز وجود داشته و قضات تحت تاثیر شعر و کلام شاعرانه نرم شده و تحت تاثیر قرار می گرفته اند. به نقل یکی از چالش های فرا روی انسان دردنیای امروز ، احساس بهزیستی و شادکامی است ، زیرا علی رغم پیشرفت های چشمگیر در فناوری وتامین آسایش انسان ، احساس شادمانی وی افزایش نیافته است. 

 

 

اثر گذار مسئله روانی بر شعر 

 

بررسی شعر از چند مسیر با روان‌شناسی ارتباط پیدا می‌کند. یکی از این مسیرها روان‌شناسی مستقیم شاعر است. در این مسیر تحلیلگر شعر می‌کوشد تا با بررسی متن شعر و تفسیر و تأویل آن، ویژگیهای روانی شاعر و مختصات شخصیتی‌اش را بررسی کند و از وضعیت ذهنی و حالت روانی او- هم به طور عام (در طول عمر) و هم به طور خاص (در لحظه‌ی آفرینش شعر)- اطلاعاتی به‌دست آورد و بر اساس این اطلاعات شعر را در پیوند با ذهن شاعر و ارتباط متقابلشان تفسیر کند. روان‌شناسی ادبی جدید روشهای منظمی را به وجود آورده که بر مبنای آن، مفسر شعر می‌تواند شعری معین را تجزیه و تحلیل کند و به کمک آن، به حالتهای روانی شاعر پی ببرد و آن را تبیین و تحلیل کند.

 

هم‌چنین، مفسر می‌تواند مجموعه‌‌ی شعرهای شاعر را بررسی کند و از این بررسی، درباره‌ی مشخصه‌های روانی او نتیجه‌های کلی به دست آورد، سپس از آنها برای تفسیر شعرهای خاصی از شاعر استفاده کند. کار دیگری که مفسر در این مسیر می‌تواند انجام دهد این است که شرح حال شاعر را آن‌گونه که روی‌دادهای عینی زندگانی‌اش نشان می‌دهد، بررسی کند و در این بررسی از نامه‌ها و یادداشتها و خاطرات شاعر و سایر مدارک مستند، از جمله نوشته‌های اعتراف‌گونه، استفاده کند و برمبنای تمام این اطلاعات، نظریه‌ای درباره‌ی شخصیت شاعر و مختصات روانی و حالتهای ذهنی و کشمکشهای درونی و بحرانها و شوریدگیها و محرومیتها و ناکامیها و تجربه‌های تلخ و دردناک و عقده‌های روانی و سایر چیزهایی که بر روانش سایه انداخته و بر آن فشار وارد کرده، بپردازد و از این نظریه برای بررسی و تفسیر شعرهای شاعر استفاده کند.

 روش دیگر این است که توجه مفسر هم به روی‌دادهای زندگی شاعر و هم به شعرهایش باشد و هریک از اینها را به وسیله‌ی دیگری تبیین و تفسیر کند. به این ترتیب که از شرح حال شاعر به حالتهای روانی‌اش پی ببرد؛ و از نحوه‌ی بازتاب این حالتهای روانی در شعرهای شاعر مفهوم و نقش و جایگاه آنها را در زندگی شاعر درک کند.

 

اگر این‌گونه نظریه‌پردازی با افراط هم‌راه باشد، ممکن است گم‌راه کننده باشد و مفسر را به بی‌راهه بیندازد و از مسیر درست بررسی شعر منحرف کند؛ ولی اگر با احتیاط و اعتدال صورت گیرد می‌تواند به او کمک می‌کند تا دریابد و توضیح دهد که سرچشمه‌ی روانی یک شعر چیست و از کدام حالتهای روانی ریشه گرفته است. 

 

 

روان رنجوری شاعر و زایش شعر

 

بعضی از مفسران ادبی که دارای روی‌کرد روان‌شناختی به ادبیات هستند، شعر را بازتاب شوریدگی روان شاعر می‌دانند و بر این باورند که شاعران افرادی هستند که بیشتر از دیگران گرفتار روان‌رنجوری‌اند و از عوارض این گرفتاری رنج می‌برند. چنین مفسرانی هنگام تفسیر شعر بیشتر ذهن خود را روی این‌گونه بازتابها متمرکز می‌کنند و در نمادها و تصویرها و ویژگیهای زبانی شعر نشانه‌های روان‌رنجوری و شوریدگی روان شاعر را جست‌وجو می‌کنند و عناصر خیال شعر را ناشی از رنج‌های روانی شاعر و روان‌رنجوری او می‌دانند و بر این مبنا تفسیر و تأویل می‌کنند. بعضی از مفسران پی‌رو فروید و یونگ از این گونه مفسران هستند. در این‌گونه تفسیر روان‌شناختی شعر، مفسر بر مبنای این باور به تفسیر شعر می‌پردازد که هر شاعری به‌نوعی و تا‌حدی گرفتار روان‌رنجوری است و رنجهای روانی‌اش به‌شکلی در شعرهایش بازتاب پیدا می‌کند، بنابراین بررسی کننده‌ی شعر باید بکوشد و بتواند این بازتاب را کشف کند و به آن بپردازد؛ و برای انجام این کار مفسر باید شناخت نسبتاً کاملی از شاعر داشته باشد و این شناخت معمولاً از راه مطالعه و بررسی کامل تمام شعرها و نوشته‌های شاعر و نامه‌ها و یادداشتها و خاطرات و شرح حال شاعر و آن‌چه دیگران درباره‌اش یا در نقد و بررسی شعرهایش و سایر آثارش نوشته‌اند، به دست می‌آید. به عنوان نمونه، شعر "ماخ‌اولا"ی نیما یوشیج را بر اساس چنین روش و منطقی می‌توان چنین تفسیر کرد:

 

 در این شعر، رود "ماخ‌اولا" بازتاب شخصیت نیما است که مثل این رود مالیخولیایی، روانی ناآرام داشته و بی‌قراری‌های رود و شوریدگی و بی‌سروسامانی‌اش که در بند زیر تصویر شده، بازتاب بی‌قراری و شوریدگی روان و بی‌سروسامانی زندگی نیماست:

 

ماخ‌اولا، پیکره‌ی رود بلند

 

می‌رود نامعلوم

 

می‌خروشد هر دم

 

می‌جهاند تن از سنگ به سنگ

 

چون فراری شده‌ای

 

که نمی‌جوید راه هموار

 

می‌تند سوی نشیب

 

می‌شتابد به فراز

 

می‌رود بی‌سامان

 

با شب تیره چو دبوانه که با دیوانه.

 

 

پژوهش، تحلیل و بررسی: دکتر مهدی بیرانوند و الهام دلیران

لینک کوتاه : e02f45
کد خبر : 4053
تیام دباغی

نوشتن دیدگاه

Security code تصویر امنیتی جدید

ارسال