به گزارش شبکه خبری ایران اروپا؛ چندماهی است که مجموعه پنج جلدی «ناتوان» در آمریکا چاپ شده، و خیلی سریع مسیر خود را به کشورهای اروپایی و پس از آن به اقصی نقاط دنیا پیداکرده. اکنون این رمان در صف فیلم‏سازی قراردارد. رمانی فانتزی و پرهیجان، سراسر فرازوفرود، جنگ و درد، و عشق و لذت. ظاهر قطور هریک از جلدهای آن مانعی بر خواندنش نیست. داستان مخاطب خود را به شدت جذب می‏کن

نگاهی به رمان " ناتوان " نوشته لورن رابرتس

با ترجمه لیلا رعیت

 

به گزارش شبکه خبری ایران اروپا؛ چندماهی است که مجموعه پنج جلدی «ناتوان» در آمریکا چاپ شده، و خیلی سریع مسیر خود را به کشورهای اروپایی و پس از آن به اقصی نقاط دنیا پیداکرده. اکنون این رمان در صف فیلم‏سازی قراردارد. رمانی فانتزی و پرهیجان، سراسر فرازوفرود، جنگ و درد، و عشق و لذت. ظاهر قطور هریک از جلدهای آن مانعی بر خواندنش نیست. داستان مخاطب خود را به شدت جذب می‏کند تا آن را دقیقه ‏ای زمین نگذارد، و حتی بعد از تمام کردن کتاب، به فکر خواندن دوباره‎اش باشد.

اما ماجرا چیست؟

همه چیز از دنیایی شبیه عالم ما با اندکی تفاوت شروع می‏شود. در سرزمینی دوردست، سه دهه پیش نوعی بیماری به نام طاعون شایع شده که همه را به کام مرگ کشانده. فقط آنهایی توانستند از این بیماری مهلک جان سالم به در برند که خود را مجهز به نوعی توانایی خاص کردند. مهارتی که انسان را از آدمیتش متمایز می‏کند. یکی می‏تواند اشیاء را در هوا به حرکت وادارد، دومی از نوک انگشتانش آتش می‏پراکند، بعدی برای لحظه ‏ای غیب می‏شود و بعد پدیدارمی‌‎شود، و به همین ترتیب.

زندگی انسان‏های دارای توانایی‎های مختلف در کنار هم خالی از لطف نیست. اما همه مردمان آن سرزمین هم اینگونه نیستند. هستند کسانی که هیچ قابلیت خاصی ندارند، اما توانسته‏ اند از طاعون جان به در ببرند. به آنها می‏گویند «معمولی». معمولی‏ها به حکم پادشاه یا باید آن سرزمین را ترک کرده و تبعید بشوند، یا خونشان حلال است. وضع کسی که در خانه خود به یک معمولی پناه بدهد هم بهتر از خود معمولی نیست. 

شخصیت اصلی رمان ناتوان، دختری است به نام پایدن. یک معمولی! یتیم و زاغه‏ نشین. پدرش که یک شفابخش بوده به حکم پادشاه به جرم کمک به معمولی‏ها کشته شده، و دختر از سنین کم مجبوربوده لابلای خرابه ‏ها و زاغه ‏ها با دزدی و به کاربستن هرگونه لطایف ‏الحیل به حیات سخت خود ادامه دهد. قرار است عنوان «ناتوان» به او تحمیل شود، اما اینگونه نیست. 

پایدن نمی‏خواهد ناتوان باقی بماند. او خود را دارای نیروی «پیشگویی» معرفی می‏کند، درحالی که این نیرو چیزی نیست جز هوش سرشاری که به بهترین نحو به کارمی‏بندد. ازطرف دیگر انواع مهارت‏های رزمی ازجمله تیراندازی و مشت‏زنی را یادمی‏گیرد تا ناتوان نباشد. او آموزه ‏های پزشکی پدر را هم به یاددارد.

حال این پایدن زاغه ‏نشین فقیر روبروی کای، پسر شاه قرارمی‏گیرد. آن دو خیلی تصادفی به هم برخوردمی‏کنند، و از آن به بعد روزهایشان به هم گره می‏خورد. در مسابقه‏ای معروف گاهی کنار هم و گاهی دیگر روبروی یکدیگر قرارمی‏گیرند.

ظاهراً کای و پایدن باید دشمن خونین یکدیگر باشند. پدر کای پدر پایدن را کشته. دختر خونخواه پدر است و پسر از سوی پدر خود، حکم کشتن هر معمولی ازجمله پایدن را دارد. اما کار به این سادگی نیست. دانه عشق در دل یکی از آن دو جوانه می‏زند و به آرامی به شکلی خزنده مسیر خود به قلب آن یکی راه می‎یابد.

ماجراها یکی پس از دیگری اتفاق می‏افتد. سوالات فراوان پیش می‏آید و بذر احساسات متفاوت در وجود مخاطب کاشته می‏شود. خیلی زود مخاطب خود را درحال زندگی در کوچه پس ‏کوچه ‏های فقیرنشین آن سرزمین، و اتاق‏های بزرگ کاخ شاه با ستون‏های عظیم و مرمرینش می‌‏بیند. ماجراها فراوانند و هیجان برای لحظه ‏ای خواننده را رهانمی‏کند.

رمان ناتوان به تازگی توسط لیلا رعیت ترجمه و به چاپ رسیده است. متن فاخر و ادبی برگردانی به همان اندازه فاخر و شیوا دارد و به نوشته اصلی وفادار باقی مانده است. چهارجلد بعدی این رمان توسط پریسا رجوند ترجمه شده‏اند. نشر آذرگون این مجموعه پنج‏گانه را مانند دیگر آثار خود با بهترین کیفیت ترجمه و ویرایش و ارزانترین قیمت موجود در بازار به مخاطب خود ارائه کرده است.

لینک کوتاه : e19316
کد خبر : 3901
تیام دباغی

نوشتن دیدگاه

Security code تصویر امنیتی جدید

ارسال

خبرهای بیشتر