در شبکه خبری ایران اروپا می‌خوانیم:
گذری بر زندگی و اشعار شاعران لر زبان
استاد "غلام‌عباس خردمند"، شاعر و از پیشکسوتان ورزش کوهنوردی بروجرد، فرزند "میرزا طاهر"، زاده‌ی سال ۱۳۲۵ خورشیدی، در کوی سراب رستم محله‌ی دو دانگه‌ی بروجرد است.

غلام‌عباس خردمند 

 
استاد "غلام‌عباس خردمند"، شاعر و از پیشکسوتان ورزش کوهنوردی بروجرد، فرزند "میرزا طاهر"، زاده‌ی سال ۱۳۲۵ خورشیدی، در کوی سراب رستم محله‌ی دو دانگه‌ی بروجرد است. 
ایشان تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در بروجرد به‌پایان رساند و پس از دوران سربازی در سال ۱۳۴۹ خورشیدی، به عنوان حسابدار به استخدام هلال احمر و سپس دانشگاه علوم پزشکی در پست مدیریت اداری و مالی درآمد و پس از سی سال خدمت، در سال ۱۳۸۰ خورشیدی، به بازنشستگی نائل گردید.  
در سال ۱۳۶۶ خورشیدی، وارد دانشگاه بروجرد شد و مدرک کارشناسی زبان و ادبیات فارسی را گرفت. 
وی که از شاعران گویشی بروجرد است، از دوران جوانی وارد محافل ادبی بروجرد شد و به تحقیق و پژوهش در عرصه‌ی فرهنگ و ادبیات گویش بروجردی پرداخت.
همچنین ایشان دارای مدرک مدرسی کارگاه آموزشی کوه‌‌پیمایی همگانی و مربیگری درجه ۲ کوه‌پیمایی است و مدتی نیز، رئیس هیئت ورزش‌های همگانی بروجرد بوده است.
وی در ۲۸ دی ماه ۱۴۰۴ خورشیدی، در سکوت خبری درگذشت.
 
 
─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─
 
 
◇ کتاب‌شناسی:
- بابونه‌های وحشی (مجموعه شعر)، انتشارات اندیشمندان کسری، ۱۳۹۶
- جام تجلی (غزلیات و رباعیات زنده‌یاد صامت بروجردی)، انتشارات اندیشمندان کسری، ۱۳۹۸ 
و...
 
 
─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─
 
 
◇ نمونه‌ی شعر به گویش بروجردی:
(۱)
[کفتر سخت]
خیلی وقته عزیزم حساوی حیرون تنم،
مث یه گُل که اسیره مین گلدون تنم،
کفتر سخت تو بییم مننه ول کردی،
هنیم وارد ایی جورش د لو بون تُنم، 
تو وا زوون خُویت بد مننه خو کردی،
د خو و بیاریم هنی پریشون تُنم،
اینه مینم که تو عادت بونیت اینه، 
هنی ام وارد ایی جورش مین ایوون تُنم...
 
 
(۲)
[گُل کاسه اشکنک]
هنی داری ورمو همه چیان مشکنی،
هر چی و دست میا همه اونان مشکنی، 
گُل کاسه اشکنک مری گرفتی د دست،
دس نزه و ایی گنج و فان مشکنی.
 
 
─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─
 
 
◇ نمونه‌ی شعر فارسی:
(۱)
گفتی از عاشقی و عشق، سلامت کردم،
دل دیوانه‌ی خود جمله به نامت کردم، 
مثل یک آهوی وحشی، برمیدی ز برم،
با دل خسته ترا سرخوش و رامت کردم، 
من ندانسته از آن خوی بد دیرینت،
جان شیرین خودم جمله به کامت کردم، 
ز گرفتاری دل بویی نبردی، به خدا،
حیف از آن جرعه که پیوسته به جامت کردم، 
حسد و کینه و نیرنگ و ریا داری تو،
با صبوری و وفا پخته ز خامت کردم‌،
روز و شب فکر "خردمند" بر این مشغول است،
که چرا عمر گرانمایه حرامت کردم.
 
 
 
 
گردآوری و نگارش:
#زانا_کوردستانی
لینک کوتاه : ae94bc
کد خبر : 4106
زانا کوردستانی

نوشتن دیدگاه

Security code تصویر امنیتی جدید

ارسال